داستان‌ها و یادداشت‌های خالد رسول‌پور
  صفحه اول   |   RSS   |   تماس

 

   

  آرشیو موضوعی
♣  درباره‌ی من و رمزآشوب
♣  داستان‌ها(15)
♣  داستانک‌ها(31)
♣  یادداشت‌ها(87)
♣  ترجمه‌ها (3)
♣  هیچکدام(3)
♣  از زبان دوستان (23)
♣  از زبان ديگران(21)
♣  آرشیو هر هفته یک نویسنده
♣  آرشیو ده‌ ماهه مجله رمزآشوب
  آخرين مطالب سايت
♣  سین‌خوانی ِ حس‌ها!
♣  هيچكاك، زير ناخن‌هايي كه يكي‌يكي بر دسته‌ی مبل فرود مي‌آيند!
♣  یادآوری چند تز ِ پیش پا افتاده به یک دوست ِ داستان‌نویس
♣  روسیاهی ِ گذار!
♣  اوباما و صلح جنگی‌اش



دانلود مجموعه داستان
"روسپی زیر ِ ناخن"
نوشته‌ی خالد رسول‌پور




نصور، آرشیو مقاله های فارسی


بخش پیوندهای سایت، در حال بازسازی می‌باشد





سین‌خوانی ِ حسّ‌ها
88/10/1
...زیبایی ِ رازداری، به همین هراس‌های غریب ِ رمزگویی است. اگر استبداد نباشد، رازی هم نخواهدبود! اگر استبداد نباشد، رمزها، به‌دنیانیامده، سقط می‌شوند. زندان، باغ ِ رمزهاست...
مطلب کامل

یادآوری چند تز ِ پیش پا افتاده به یک دوست ِ داستان‌نویس
88/9/1
...سوّم آن‌که تنها زمانی می‌توان ادبیات ِ یک عصر را آئینه‌ی متواتر و بزرگ‌نمای مردمان آن عصر دانست که آن ادبیات، در شرایط ِ آزادی ِ کامل ِ نیروی خلاقه‌ی خالقان، حلق شده باشد. در شرایط سانسور و خفقان، هیچ اثر ِ رسماً منتشرشده‌ای را نمی‌توان به هدف ِ شناختن ِ مردمان زمانه و حتّا خود ِ نویسنده خواند...
مطلب کامل

روسیاهی ِ گذار!
88/8/8
...در این منزل‌گاه‌ها خون‌ها ریخته‌خواهدشد، توده‌های عظیم ِ انسانی جابه‌جا و از جا کنده‌خواهندشد. تن‌ها بی‌سر خواهندشد. خانمان‌ها برخواهندافتاد. چشم‌ها خواهندگریست و دل‌ها تنگ ِ سیاه‌روزی و نداری و آواره‌گی و بی‌کسی، از تپش بازخواهندماند...
مطلب کامل

جایزه‌ی نوبل اوباما و صلح ِ جنگی‌اش!
88/7/19
چند روز پیش، تنها هشت ماه پس از به‌قدرت رسیدن باراک اوباما، جایزه‌ی صلح نوبل را به او دادند. تا پیش از تبلیغات انتخاباتی ِ امریکا، اوباما نه سر پیاز بود و نه ته‌اش. یعنی کسی نمی‌شناخت‌اش...
مطلب کامل

تکان به تکان!
88\7\15
من می‌دانستم به پر و پای رد کردن ِ چیزی پیچیدن و پیله‌شدن، نشان از میل ناخودآگاه به آن چیز دارد، اما باز هم پیچیدم و پیله‌کردم. من می‌خواستم بگویم از آن متنفرم، اما هی به آن بازگشتم و بازگشتم و بازگشتم. من چیزی‌م شده و کمی ناخوش‌ام. کمی شوق ِ ناخوشی دارم؛ مثل آن‌وقت‌های هرروزه‌‌ی نوجوانی‌‌ام که مدام ناخوش ِ آموختن می‌شدم و سرگیجه و دل‌پیچه می‌گرفتم و از ...
مطلب کامل

از مؤمن به مزدور!
88/7/1
شصت سال پیش، خلیل ملکی در روزنامه‌ی "شاهد"، مقاله‌ی کوتاهی نوشته‌بود به نام "مکانیسمی که از مؤمن مزدور می‌سازد". از محتوای مقاله که در انتقاد از رهبری حزب توده نوشته‌شده‌‌بود می‌گذرم و به پر و پای نام زیبایش می‌پیچم؛ گو این‌که این پیچیدن، ربطی هم به مقاله‌ی خلیل ملکی نداشته‌باشد...
مطلب کامل

تروتسکی ِ خودتان را نجات دهید!
88/6/25
... حذف و قتل تروتسکی، که بلندترین و آخرین صدای مخالف با یکه‌تازی ِ استبداد ِ استالینی بود، به آغاز دوره‌ای سیاه انجامید که همه‌ی جهان را تحت تاثیر قرار داد. در آن‌زمان، احزاب و افراد مخالف ِ کمونیست‌های حاکم در روسیه، از اختلاف و تفرقه‌ در کادر حاکم خوشحالی می‌نمودند و ...
مطلب کامل

روزهای نو
88/6/22
...بزنگاه‌های تاریخی، بسیار بزرگ‌تر از آفریننده‌گان‌شان هستند. "بهار پراگ" و "انقلاب سیزده روزه‌ی مجارستان"، سمبل‌های آزادگرانه‌ی ابدی ِ بشریت‌اند، هرچند کسی آلکساندر دوبچک و ایمره ناگی را نشناسد...
مطلب کامل

ادبیات شوروی در ایران
* خالد رسول‌پور
... می‌بینیم که در رئالیسم سوسیالیستی کوچک‌ترین اهمیتی نداشت که ادبیّت ِ اثر ادبی قرار است چه باشد! از آن‌جا که "انگل‌ها و لومپن‌های پرولتاریا و روشن‌فکران" از لحاظ تاریخی ارزشی نداشتند، پس تنها نکته‌ی مهم این بود که اثر ادبی باید برای توده‌ی برگزیده‌ی زحمتکش قابل فهم باشد، دور از "بازی‌های روشن‌فکرانه" که به قول رفقای ذی‌صلاح...
مطلب کامل

همه‌ی برده‌گان و مردان و زنان!
خالد رسول‌پور
...؟ بد نیست بدانی که به نظر من، همه‌ی کسانی که از وضعیت موجود جامعه نفع می‌برند، بخشی از حاکمان آن جامعه هستند...
مطلب کامل

داستان:: خطوط نانوشته‌ی بعدی
اگر پسربچه‌ی شش ساله‌ای بعد از زده شدن زنگ آخر ِ اولین روز مدرسه‌اش، ساعت‌ها پشت در مدرسه منتظر مادرش بماند و بعد از آمدن همه‌ی مادرها و رفتن همه‌ی پسربچه‌ها، مطمئن شود که مادرش دیگر دنبالش نمی‌آید و با چشم‌های اشک‌آلود به درخت چنار ِ جلوی کتابفروشی بغل مدرسه تکیه دهد و...
مطلب کامل

و امّا غزّه!
87/10/18
...جنگ غزه هم، مثل اغلب جنگ‌های دنیا، بازی قدرتِ قدرت‌پرستان است؛ و مثل اغلب جنگ‌های دنیا، مردمان بی‌گناه، قربانیان آن‌اند...
مطلب کامل

سنّت قطع!
...و از آن‌سوی دیگر: چهچه‌ی کلاغ! انگار که دکتر واتسون مهربان امّا احمق و خنگ، شرلوک هولمز را از داستان بیرون‌کرده؛ در حالی‌که قرار بود تنها کار واتسون، شرح الکن ِ فصاحت ِ نبوغ ِ هولمز باشد و بس.
مطلب کامل

داستان:: " اتاق 409 "
خالد رسول‌پور
...و او در حالی که سعی خواهد کرد مصراع‌های درهم شده را از هم تشخیص دهد و زیر لب تکرار کند، چمدان ِ کوچکش را از همان دم ِ در پرت خواهد کرد روی تخت، و جفت‌پا و با دو گام ِ بلند تا کنار پنجره خواهد پرید و سرش را بیرون خواهد برد و بینی‌اش را به زور میان ِ نرده های تنگ ِ هم ِ پشت ِ پنجره فرو خواهد کرد و از لای نرده‌ها، حیاط ِ بزرگ ِ هتل را دید خواهد زد که دور تا دور و تا شش طبقه، پنجره ها و نرده‌های مشابه به آغوشش کشیده‌اند...
مطلب کامل

دورشدن از
87/7/23
... اتفاقآ اغلب نمی‌شود کسی را که دوست داری و از تو دور است، ببینی. شاید هم به خاطر این‌که آدم تنها وقتی می‌فهمد کسی را دوست دارد که از او دور است...
مطلب کامل

سه داستانک
87/7/18
... مسلّما" اگر روز جمعه هم، همين‌طور باران ببارد، هيچ‌كس نخواهددانست كه پدر و مادر و دختر، ديگر در خانه نيستند...
مطلب کامل

داستانک:: به‌دست‌گرفتن سرنوشت خویش در سه سوت!
87/7/10
...حالا دیگر می‌بایست در اتاقک نگهبانی، در حالی که سرش را به شیشه‌ی دریچه‌ی کوچک چسبانده، تا ابد، همان‌طور ایستاده بماند و تا ابد، به دختر ناشناس زیبای غمگینی خیره گردد که ...
مطلب کامل

اگر مادر دروغ گفته‌باشد!
87/6/29
... بی‌گمان، مادر شریک ِ توطئه‌ی دنیای مردسالار‌ است. همان‌طور که شوهرش این ویژه‌گی‌ها و رفتارهای سوری را سبک‌سرانه و خطرناک می‌داند، مادر نیز داستان‌ا‌ش را چنان به خورد دخترش می‌دهد که او، تباه‌شدن و فاسق‌گرفتن سوری را نتیجه‌ی طبیعی ِ آن رفتارها بداند...
مطلب کامل

داستان یا مجموعه داستان؟
87/6/27
... نقد ِ کلی یک مجموعه داستان، یک کار ژورنالیستی است نه ادبی. کاری که تنها از یک ژورنالیست ِ اهل ِ داستان‌خوانی برمی‌آید که احتمالاً در روزنامه‌ یا مجله‌ای شاغل است که در کنار ِ بخش‌های اساسی ِ خبری و تحلیلی ِ روزنامه، بخش کوچکی را نیز به ادبیات اختصاص داده‌است. کار آن منتقد، به اندازه‌ی همان بخش، کوچک است.
مطلب کامل

دو شعر از رفیق صابر/ شاعر کرد
87/5/30
...
کودکان ِ سایه در راهند،
پرنده‌های مهاجر نور برمی‌دارند،
با آوازخواندن، زمان خویش را خلق می‌کنند و با پریدن، فضای خویش را.
...
مطلب کامل

وقتی‌که یک داستان‌نویس...
87/5/26
...و بدین ترتیب، داستان‌نویس و شاعری که "ناچار" از سیاست‌کاری است، به همان اندازه‌ی "سیاست‌کار"ِ ناچار از نوشتن داستان و شعر، مایه‌ی خنده و تمسخر است؛ چرا که هر دو به یک اندازه‌، آبروی خویش می‌برند...
مطلب کامل

یک قرن از زندگی الکساندر سولژنیتسین
87/5/14
...الکساندر سولژنیتسین، شاید آخرین غول‌ ادبیات کلاسیک روس بود. بسیار زیست. بسیار زجر کشید. بسیار پیش‌بینی کرد. بسیار نوشت. و بی‌گمان، چون هر روس ناب ِ بزرگی، مردم و سرزمین بزرگش‌ را بسیار خوب شناخت. و شاید، همان‌طور که ایوان مخوف و داستایفسکی و لنین و استالین و سایر "جن‌زده‌گان" می‌دانستند، سولژنیتسین نیز می‌دانست که روسیه‌ی بزرگ، با همه‌ی عظمت و شکوه‌اش، هیچ گاه جز ویرانی و تباهی، ارمغانی برای خود و جهان‌ نداشته‌است.
مطلب کامل

"کامل" ِ شما
87/5/11
...تا جایی‌که یادم است، یکی از مواد منشور حقوق بشر می‌گوید: هیچ کسی را نمی‌توان از تابعیت کشوری محروم کرد یا به زور به تابعیت کشوری درآورد. یادم است که در دنباله یا شاید هم پیش‌تر از این فرمایش، آمده که هر کسی مختار است تابعیت کشوری را که نمی‌خواهد رد کند و تابعیت کشوری را که دوست دارد بپذیرد...
مطلب کامل

از شعار تا عکس
...مطبوعات ِ دهه‌ی بیست شمسی را بخوانید تا بدانید در این شصت و چند سال، چه‌قدر عقب‌رفته‌ایم و آن‌وقت‌ها چه چیزها که می‌دانستیم و حالا نمی‌دانیم...
مطلب کامل

در باب یک داستان سه‌بار سانسورشده!
...امّا سانسورچی ِ بزرگ و مهیب، بعد از انتشار داستان‌ام، ظهور می‌کند. خواننده، داستان‌ام را نمی‌خرد و نمی‌خواند!: آخر یک داستان ِ سه بار سانسورشده هم به درد خواندن و پول هدردادن می‌خورد؟...
مطلب کامل

حلبچه شاهد است!
86/12/26
... و این وطن چه بود؟ سرزمینی جعل‌شده که تا شصت هفتاد سال قبل از آن تاریخ، بخشی از خاک امپراتوری عقب‌مانده‌ی پوسیده‌ی عثمانی بود و بعدتر به دست انگلیس و فرانسه (فاتحان جنگ جهانی استعماریِ اول) از آن امپراتوری جدا شده بود و "عراق" نامیده‌شده‌بود تا سال‌های سال مرکز ِ فتنه و آشوب، و سفره‌ی خداداده‌‌ای برای آن تجاوزگران باشد...
مطلب کامل

رزا لوکزامبورگ
86/12/16
... در سال‌های بعد از مرگ‌اش، با تسلط نازیسم در آلمان و استالینیسم در شوروی و بعدتر با توسعه‌ی استالینیسم در اردوگاه شرق، رُزا لوکزامبورگ همواره در حاشیه ماند، آن‌هم بیش‌تر به عنوان یک انحراف ِ ظریف و سوء‌فهم‌شده؛ و حداکثر (همان‌طور که لنین گفته بود): به عنوان عقابی که در سطح یک گنجشک پرواز کرده بود...
مطلب کامل

پس ادامه‌ات کو؟
86/12/2
... یکی از خوبی‌های یکّه‌ی ادبیات همین است: ادبیات تقریباً هجو ِ عقل است (بر خلاف تاریخ که ادعا دارد عقلانی است). ادبیات هیچ‌وقت سراغ ِ اصل مطلب نمی‌رود و به جای گفتن ِ "جان کلام" (که عاقلانه‌تر و مقرون به صرفه‌تر است) همیشه لقمه را دور سر می‌گرداند، می‌گرداند، می‌گرداند تا کاملاً اتفاقی (و هر بار به نوعی)، خواننده بتواند "دهان‌قاپ"‌اش کند...
مطلب کامل

جمع و جورکردن وسایل
خالد رسول‌پور
... همیشه پنداشتیم که می‌دانیم، و همیشه تاریخ و گذشته‌ی خویش را در عین ِ تفاخر، به کم گرفتیم و خشت‌خشت، اندیشه و فنّ غرب را بر دریای سنّت‌هایمان چیدیم و در آخر، همیشه گله‌کردیم از این‌که چرا چیزی درست و حسابی در این خراب‌شده، پا نمی‌گیرد...
مطلب کامل

تاریخ کوچک پیری
...اگر پیش‌تر، می‌شد چندین و چند فرزند را در یک اتاق به دنیا آورد و به ثمر رساند و در سایه‌ی آن‌ها از پیری ِ آسوده‌ای برخوردار بود، اکنون منطق و عمل جهان نو که بر مصلحت و ابزاراندیشی و مصرف و حرص ِ انباشت تکیه‌داشت، اجازه‌ی داشتن حتّی سرپناهی را نمی‌داد چه برسد به اتاقی...
مطلب کامل

روایت ِ خطا
86/10/23
...ادبیات، تکریم ِ خطاست: احترام به انتخاب ِ بیراهه، انگشتی که به دروغ اشاره‌ی راست می‌دهد. بنابراین، هر چه و هر که ادعای حقیقت مطلق دارد، با ادبیات ناسازگار است. بیهوده نیست که هر نظام برساخته‌ی مدعی کمال فکری، دشمن ادبیات است...
مطلب کامل

نومیدکردن قصه‌گو!
86/9/8
... ما داریم ناامید می‌شویم. داریم نمی‌نویسیم. داریم نمی‌خندیم. داریم فکر می‌کنیم که داریم دگرگون می‌شویم...
مطلب کامل

کلاه ژنرال‌های ترکیه و احساس باد
86/8/1
...در این میان، ژنرال‌های ترکیه، نه آن را فهمیدند و نه این را مرتکب شدند؛ و خواستند جایی در آن میانه‌ها بمانند تا عیش ماهی‌گیری‌شان از آب‌های گل‌آلود مدیترانه و مرمره و وان و دجله و فرات، نیاشوبد: هم‌چنان نهادهای دموکراتیک مدنی را سرکوب کردند، هم‌چنان کردها را کوبیدند، هم‌چنان بر قبرسی‌ها بمب و گلوله ریختند، هم‌چنان بر تحقیر دین و ایمان ِ فروخورده و نقدنشده‌ی مردمان ِ بازمانده‌ی امپراتوری‌ خلافت و جهالت پای فشردند...
مطلب کامل

شما آدرس حقیقت را می‌دانید؟ 2
86/7/5
...بد نیست ایشان کمی هم نوشته‌های منتقد برجسته‌ی ادبی ِ کمونیست، گئورگ لوکاچ را بخواند که چگونه سیر پیدایش و تحول رمان‌نویسی نویسنده‌گانی چون دانیل دفو (خالق "روبنسون کروزو"ی مدافع سرمایه‌داری)، بالزاک ( خالق رمان‌های بزرگ بورژوازی‌مدار، با آن زندگی غریب و آن حرص و آز اشراف‌خواهانه)، رودیارد کیپلینگ ( مدافع استعمار) و ... را بررسی می‌کند و به ستایش‌شان می‌نشیند.
مطلب کامل

شما آدرس حقیقت را می‌دانید؟
86/7/3
...و من دوست دارم از آقای زرافشان بپرسم که: اگر روزی "حقیقت" به قدرت برسد آیا باز هم روشنفکر باید با آن معارضه کند؟ اصلن تکلیف روشنفکر در روزگار قدرت‌رانی حقیقت و عدالت چیست؟...
مطلب کامل

لگدها بر بام!
86/5/18
...تفسیر هر حادثه‌ای بعد از وقوع آن حادثه صورت می‌گیرد، اما این به آن معنا نیست که نتوان با تفسیر یک حادثه‌ی اتفاق‌افتاده، حوادث مشابه اتفاق‌نیفتاده‌ی در آستانه‌ی اتفاق را پیش‌بینی کرد و تفسیرکرد و فهمید...
مطلب کامل

نقده: بهار 1358
86/5/7
...و من، حالا، بیست و هشت سال بعد از آن شب، هنوز هم گیج ِ جادوی آن آب ِ جاودانه‌ام که از آن کلاه‌خود ِ بی‌سر به کامم ریخته‌شد، بزرگم کرد، آدمم کرد، فهماندم و به این‌جایم رسانید و حتا همین حالا، مثل همان شب و آن شب ِ دیگر ِ برفی، می‌دانم که همه‌ی این شب‌های دیگر را طی خواهم کرد و در شبی دیگر، همین امشب را هم برای دیگران تعریف خواهم کرد...
مطلب کامل

ایساک بابل: بهترین نویسنده‌ی متوسّط جهان!
86/3/27
هر بار كه سراغ داستان‌های ايساك بابل می‌روم ياد فيلم "ويلون‌زن روی بام" می‌افتم. بابل، روایت‌گر پرشور ِ قصه‌ها‌ی عشق و خون و تباهی ِ سرخوشانه‌ی جامعه‌ی یهودیان دو دهه‌ی نخست قرن بیست روسیه است. زبان و نثر بابل...
مطلب کامل

حتا اگر برّه‌ها وردشان را نخوانند: باز هم تروریسم ادبی!
86/3/7
... واکنش‌های خواننده‌گان و نویسنده‌گان و منتقدان به این رمان، نمونه‌های اعلای یکه‌ّای از خصائل! ما ایرانی‌جماعت است. من فکر می‌کنم که خواندن این رمان و نظرات خواننده‌گان درباره‌ی آن و شیوه‌های برخورد آنان با یک رمان، می‌تواند انسان ایرانی را به نیکوترین وجه، به خود ما ایرانی‌ها و متاسفانه به انیرانی‌ها، بشناساند...
مطلب کامل

و می‌پرسند تو را از انفال...
86/1/28
"انفال"، نام مجموعه‌ی هشت عملیات قتل‌عام جمعی کردها است که در فاصله‌ی هفت‌ماهه‌ی فوریه تا سپتامبر سال 1988، به دست حکومت فاشیستی صدام حسین انجام گرفت و در طی آن، دست‌کم یک‌صدوهشتاد هزار کُرد به شیوه‌ای سیستماتیک قتل عام، و در گودال‌های ‌جمعی در جنوب و شرق عراق، "گم‌ و گور" شدند...
مطلب کامل

چند نکته درباره‌ی "وردی که برّه‌ها می‌خوانند"
86/1/23
تازه‌ترین رمان رضا قاسمی، کلاف دوّار ِ نیمه‌کاره‌مانده‌ی از نو بافته‌شده‌ی نیمه‌کاره‌مانده‌ای از ده‌ها و صدها تصویر است؛ شاید همان کلاف "هلنا"ی ارمنی ِ رمان. و می‌دانیم که رضا قاسمی استاد تصویرسازی است. سبک خاص نویسنده در فصل‌بندی رمان و درهم‌ریختن کات‌های تصویری در برش‌های کوتاه و گاه بسیار کوتاه روایی، از سویی به تاثیرگذاری ِ این تصویرها...
مطلب کامل

ساختن بت، از بت‌شکن!
... آن‌چه در این میان، برای این متن مهم است، همین است: ساختن خدا از یک انسان یا یک اندیشه، با هدف ِ سلطه بر دیگران...
مطلب کامل

چگونه به هم نپریم؟
24/11/85
... برخی می‌پندارند که اینترنت، در عین ِ بزرگ‌داشتِ تنهایی، چه سلاح ِ دم‌ ِ دست و ارزانی است برای نابودکردن "خلوت" ِ دیگران...
مطلب کامل

همه‌ی این فینیقی‌ها!
...یک داستان‌‌نویس به چه متعهد است؟ چه کسی صلاحیت شماره‌بندی ِ اولویت‌ها را دارد؟ چه کسی می‌تواند با استناد به کدام دلیل، پرداختن به (مثلن) سانسور را، بر نوشتن ِ کابوس‌های جنسی ترجیح دهد؟ هر نوعی از نوشتن خلّاقه‌ی ادبی، در ذات خود، اعتراض به بدیهیات متعارف است. متاسفانه، این، داستان‌‌نویس نیست که می‌نویسد؛ بل‌که داستان است که نوشته‌می‌شود...
مطلب کامل

این شاهکار را آن ابله نوشته است!
... نابغه‌ای چون برتولت برشت، که شاید درخشان‌ترین چهره‌ی تئاتر جهان باشد، به گواهی مدارک و شاهدان، زن‌باره‌ای ناجوان‌مرد بود که با استفاده از نفوذش در کادر رهبری آلمان شرقی و ارتباط با سازمان‌های اطلاعاتی و سرکوب‌گر آن، برای تخفیف مجازات نویسنده‌گان ناراضی، واسطه‌گری می‌کرد و در مقابل، و به عنوان حق‌السعی، از همسران رنج‌دیده‌ی آن نویسنده‌گان،‌ سوءاستفاده‌ی جنسی می‌کرد...
مطلب کامل

گلستان سعدی: این بی‌ثمر آزاده!
... جالب است که خود شیخنا سعدی، سال‌ها در مدارس و جامع‌ها و نظامیه‌ها، به گاه ِ کودکی و نوجوانی و امرَدی،‌ تلمّذ کرده و فیض برده و توشه اندوخته. وقتی متعلّمی جزء یا شاگرد نعلبندی مظلوم یا یک نحوی گمنام، برای رسیدن به چیزی که نه آن‌وقت‌ها و نه حالا اسمی از آن نیست، آن‌همه داده و آن‌قدر کم گرفته، پس حال سعدی چه باید بوده‌باشد در دوران حکمت‌آموزی، که هم آن‌وقت‌ها و هم حالا کان ِ فضل و حکمت و تجربت بوده و هست؟...
مطلب کامل

"اورهان پاموک" به وطن خیانت می‌کند هنوز!
چهل‌و‌هشت ساعت پس از اعلام نام اورهان پاموک به عنوان برنده‌ی نوبل ادبی سال 2006، کانال‌های رنگارنگ تله‌ویزیونی ماهواره‌ای ترکیه که عادت نداشته‌ و ندارند به ادبیات بپردازند و شب‌ و روز ویترین ابتذال و مصرف‌گرایی ِ عوامانه و تقلیدی ‌ِ بی‌مایه بوده و هستند، ناگهان به خود آمده‌اند و با دعوت از بی‌شمار سیاستمداران و ادیبان سیاست‌پیشه، به لجن‌مال‌کردن چهره‌ی تابناک نویسنده‌‌ی مستقل ِ آزاده‌ی نامورشان مشغول‌شده‌اند...
مطلب کامل

نامه‌ای برای شین در همان باب
... بت‌های زمانه‌ی میان‌مایه‌گی، کم عمرند و گاه حتا کم‌تر از یک شب خدایی می‌کنند. تفاوت ما و غربی‌ها شاید در این باشد که میان‌مایه‌گی ِ آن‌ها نتیجه‌ی طبیعی پروسه‌ی درازمدت مدرنیته و عقل‌آوری ِ انسان ِ علمی بود؛ اما میان‌مایه‌گی ما، نوزاد نارس ِ علیل ِ سقط شده‌ی مخنّثی بود که مثل مثلث معروف ِ هگل ...
مطلب کامل

نامه‌ای برای "شین" در باب ادبیات مرده‌ی خودمان - 1
... از ابتذال می‌نالی. ابتذال در جامعه‌ی ادبی ایرانی. از میان‌مایه‌گی‌ها. حقارت‌ها. از باندبازی‌های ادبی. از باندبازی‌های لینکی در اینترنت. تعامل را تحقیر می‌کنی و بر وزن جماع‌اش می‌دانی. اما خود تو کسانی را که...
مطلب کامل

اسطوره‌ها و عقل رایانه‌ای
... زندگی انسان اسطوره‌اندیش، سراسر معنا و مقصود است. او خود را جزء حساب‌شده و هدف‌داری می‌داند که با یک کلّ ِ یک‌پارچه و تجزیه‌ناپذیر پیوسته‌گی دارد. هر ذرّه‌ی وجود او و دنیای اطرافش، بخشی از هارمونی ِ آفرینش است. بنابراین، هر حرکت و عمل او، معنا دارد و پیش‌تر، در ازل، نوشته‌شده است...
مطلب کامل

از کاشفان فروتن شوکران تا بشر اولیه!
... این آخرین سطرهای شعر "خطابه‌ی تدفین" ِ احمد شاملو را لابد خوانده‌اید و با صدای زیبای خود شاملو هم لابد شنیده‌اید. و لابد می‌دانید که شاملو این‌ شعر را در مدح و یادبود "خسرو روزبه" سروده است...
مطلب کامل



 
 نقل مطالب اين سايت (به جز لينک مستقيم) تنها با اجازه‌ی نويسنده مجاز است