داستان‌ها و یادداشت‌های خالد رسول‌پور
  صفحه اول   |   RSS   |   تماس

 

   

  آرشیو موضوعی
♣  درباره‌ی من و رمزآشوب
♣  داستان‌ها(15)
♣  داستانک‌ها(31)
♣  یادداشت‌ها(87)
♣  ترجمه‌ها (3)
♣  هیچکدام(3)
♣  از زبان دوستان (23)
♣  از زبان ديگران(21)
♣  آرشیو هر هفته یک نویسنده
♣  آرشیو ده‌ ماهه مجله رمزآشوب
  آخرين مطالب سايت
♣  سین‌خوانی ِ حس‌ها!
♣  هيچكاك، زير ناخن‌هايي كه يكي‌يكي بر دسته‌ی مبل فرود مي‌آيند!
♣  یادآوری چند تز ِ پیش پا افتاده به یک دوست ِ داستان‌نویس
♣  روسیاهی ِ گذار!
♣  اوباما و صلح جنگی‌اش



دانلود مجموعه داستان
"روسپی زیر ِ ناخن"
نوشته‌ی خالد رسول‌پور




نصور، آرشیو مقاله های فارسی


بخش پیوندهای سایت، در حال بازسازی می‌باشد





86/1/28

و می‌پرسند تو را از انفال...


1- "اَنفال"، نام هشتمین سوره‌ی قرآن است و این‌گونه آغاز می‌شود: «یسئلونک عن‌الانفال قل‌الانفالُ للّه والرّسول...». "اَنفال" یعنی آن غنیمت‌های جنگی که مسمانانان از کفّار می‌گیرند، و سوره‌ی انفال، از شیوه‌های تقسیم آن غنیمت‌ها و سهم هر یک از غازیان سخن می‌گوید.
2- "انفال"، نام مجموعه‌ی هشت عملیات قتل‌عام جمعی کردها است که در فاصله‌ی هفت‌ماهه‌ی فوریه تا سپتامبر سال 1988، به دست حکومت فاشیستی صدام حسین انجام گرفت و در طی آن، دست‌کم یک‌صدوهشتاد هزار کُرد به شیوه‌ای سیستماتیک قتل عام، و در گودال‌های ‌جمعی در جنوب و شرق عراق، "گم‌ و گور" شدند.
3- عملیات انفال، رسمن توسط رژیم عراق نام‌گذاری شد و منظور آن رژیم، دقیقن اشاره به سوره‌ی هشتم قرآن بود. مسئول مستقیم عملیات انفال، علی حسن مجید، پسرعموی صدام بود؛ همو که به مناسبت بمباران شیمیایی شهر حلبچه و کشتار چند لحظه‌ای بیش از پنج هزار زن و مرد و کودک کُرد، "علی شیمیایی" نامیده‌می‌شود و همین روزها پنجاه‌و‌چندمین جلسه‌ی محاکمه‌اش در بغداد دارد برگزار می‌شود.
4- تا پیش از نود سال پیش، کشوری به نام "عراق" وجود خارجی نداشت. "عراق"، محصول زحمات استعمارگران انگلیسی و فرانسوی بود که بعد از شکست امپراتوری پوسیده‌ی عثمانی در جنگ جهانی اول و تقسیم سرزمین‌های آن، به‌وجود آمد. بغداد، تا همین چند دهه پیش، یکی از شهرهای عثمانی بود؛ همان‌طور که دمشق و بیروت و اورشلیم نیز چنین بودند. کشورهای عراق، سوریه و ترکیه، سرزمین‌های "جعلی" ِ دست‌پخت ِ کلمانسو و لوید جورج هستند. در این میان، کُردهای بی‌پناه، میان این سه کشور جعلی تقسیم شدند و سرشان بی‌کلاه ماند.
5- کُردهای عراق، از همان آغاز مورد شدیدترین سرکوب‌ها قرار گرفتند. تاریخ هشتادوچند ساله‌ی موجودیّت کشور عراق، تاریخ سرکوب و دربه‌دری و کُشتار کردهاست، ملّتی که وجه مشترک‌اش با اعراب، جز خدای قرآن، چیز دیگری نیست؛ و هم‌نشینی‌ ِ دو ملَتی چنین بیگانه با هم، جز از برکت زور ِ استعمار، ممکن نبود و نخواهدبود.
6- پس صدام حسین در نام‌گذاری عملیات "انفال"، بسیار زیرکانه، تاریخی، و ظریف عمل کرده‌بود؛ همان‌طور که در نام‌گذاری عملیات "قادسیه" و در جنگ با ایران. در هر دو بار، هم‌چون هزار و چندصد سال پیش، اعراب به جنگ "کفّار" ایرانی آمده‌بودند! و مگر آن‌وقت‌ها هم، کُردها نبودند که بیش از همه، در برابر غازیان تازی ایستاده‌بودند و از جانب خلیفه‌ی دوّم، به لقب "جنّ" مفتخر شده‌بودند؟
7- در طول ده سال نخست حکومت صدام، بیش از چهارهزار روستای کردنشین با خاک یک‌سان شد. هزاران هکتار زمین زراعی نابود شد، هزاران چشمه‌ی آب "بتُن‌پرچ" و کور شد، بیش از یک و نیم میلیون کُرد آواره‌ی ایران و جهان شدند و دست کم‌، یک‌چهارم همین تعداد، کشته‌شدند. تنها در یک عملیات ضربتی در سال 1983، هشت هزار کُرد ِ بارزانی تنها به دلیل هم‌طایفه‌گی با مسعود بارزانی، ربوده و تا ابد مفقود شدند.
8- اما عملیات انفال، که این‌روزها دارند نوزدهمین سالگردش را عزا می‌گیرند، مصداق بارز نسل‌کشی بر اساس معیارهای بین‌المللی است؛ و "انفال" نیز، هم‌ارز ِ "هولوکاست"، به لغت‌نامه‌ی بشری وارد شده‌است.
9- انفال نیز، در مطابقت با تعریف نسل‌کشی، در سه مرحله‌ی اصلی صورت گرفت: شناسایی، گردآوری و نابودی؛ یعنی Definition ، Concentration و Annihilation.
10- در مرحله‌ی شناسایی، به دستور علی شیمیایی، تمام مناطقی که می‌بایست تصفیه شوند شناسایی شدند و تحت نام "مناطق ممنوعه"، در ترمینولوژی ِ نابودی طبقه‌بندی شدند: مناطقی که احتمال داشت تحت نفوذ چریک‌های کرد قرار داشته باشند یا چریک‌ها از آن مناطق، آذوقه و مواد غذایی و تدارکاتی تهیّه کنند. هم‌چنین مناطقی که بیش‌ترین خانواده‌های چریک‌ها را در خود داشتند. در مراحل مختلف، این مناطق، بمباران، پاکسازی و نابود شدند.
11- در مرحله‌ی جمع‌آوری، مردم مناطق ممنوعه، از زن و مرد و کودک و پیر، به صورت جمعی و ناگهانی، ربوده و با کامیون‌های ارتشی به مناطق جنوبی و شرقی عراق انتقال یافتند. در طول صدها کیلومتر انتقال آن‌ها، تعداد زیادی کودک یا افراد پیر و بیمار که توان ادامه‌ی راه را نداشتند، مردند یا در بیابان‌ها رها شدند. معروف‌ترین اردوگاه‌های اقامت موقّت که خود قتل‌گاه‌های عظیم انسانی بودند، در "دبس"، "توبزاوا"، "تکریت" و "نقره سلمان" قرار داشتند. اسنادی که باقی‌ مانده‌اند، به شیوه‌ای حیرت‌انگیز، نشان از ثبت دقیق نام و نشان، نژاد، جنسیت، محل تولد و عمر ِ نابود‌شده‌گان دارد.
12- در مرحله‌ی نابودی، تمام پسران و مردان بزرگ‌تر از سیزده سال نابود شدند. آن‌ها را دسته‌دسته، از اردوگاه‌ها منفکّ‌کرده و به بیابان‌های مرز عربستان انتقال داده و قتل عام می‌کردند. شیوه‌های اجرای کشتار، تقریبن مشابه شیوه‌های نازی‌ها بود: گروه‌گروه، در کناره‌های گودال‌های بزرگ ِ ازپیش‌آماده ایستانده‌می‌شدند و به رگبار بسته‌می‌شدند تا با سر در گودال‌ها سقوط کنند. هر گودال بین پانصد تا هزار کُرد را در خود پناه می‌داد. همان‌طور که پیش‌تر هم گفته شد، بیش از یک‌صدوهشتاد ‌هزار پسر و مرد کُرد، به همین شیوه‌ها نابود شدند، بدون آن‌که هیچ‌وقت به طور رسمی از جانب رژیم، مرگ‌شان اعلام شود.
13- "انفال" نه یک رویداد اتّفاقی، که دقیقن یک عملیات حساب‌شده، شدیدن عقلانی، و هدف‌دار بود: فراری‌دادن و نابودکردن یک ملّت، به هدف ایجاد کشوری تک‌مّلتی، تحت سلطه‌ی یک نظام فراگیر مطلق.
14- آن زنان و کودکانی که توانستند از اردوگاه‌های مرگ بازگردند و غم‌ها و دردها و خاطره‌هایشان را در ژرف‌ترین ذره‌های وجودشان مخفی کردند تا به جرم افشای اسرار دولتی! نابود نشوند و بی‌خبر از سرنوشت عزیزان‌ و نان‌آوران‌شان، حتا نتوانستند برای آن‌ها سوگ‌واری کنند و البته تا دم مرگ منتظر بازگشت آن‌ها بودند، تنها بعد از سقوط صدام بود که توانستند گریه‌کنند، فهمیدند که آن عزیزان نابود شده‌اند و توانستند که با خیال آسوده بمیرند.
15- کوه اسنادی که این روزها در محاکمه‌ی علی حسن مجید و یاران‌اش ارائه‌می‌شود، حیرت‌انگیز و باورنکردنی‌ است. و جالب آن‌که همین "امریکا"یی که امروز ترتیب محاکمه‌ی جلادان را داده، همان "امریکا"یی است که در آن روزهای سیاه کابوس و کشتار، حتّا شیمیایی‌بودن بمباران حلبچه را هم به رسمیّت نشناخت و نپذیرفت.
16- و رومن رولان در انتهای "ژان کریستف" می‌نویسد: "بمیریم... تا از نو زنده شویم!" 

***
در نوشتن این یادداشت از اطلاعات موجود در مقاله‌ی کُردی ِ زیر یاری گرفته‌ام:
- ئه‌نفال، جینوسایدکردنی کورد له عیراق / نوسینی خالید سالح / وه‌رگیرانی کاوه جه‌مال



نظر خوانندگان: 4 نظر
 
 
 نقل مطالب اين سايت (به جز لينک مستقيم) تنها با اجازه‌ی نويسنده مجاز است