داستان‌ها و یادداشت‌های خالد رسول‌پور
  صفحه اول   |   RSS   |   تماس

 

   

  آرشیو موضوعی
♣  درباره‌ی من و رمزآشوب
♣  داستان‌ها(15)
♣  داستانک‌ها(31)
♣  یادداشت‌ها(87)
♣  ترجمه‌ها (3)
♣  هیچکدام(3)
♣  از زبان دوستان (23)
♣  از زبان ديگران(21)
♣  آرشیو هر هفته یک نویسنده
♣  آرشیو ده‌ ماهه مجله رمزآشوب
  آخرين مطالب سايت
♣  یوسف‌آباد خیابان سی‌ؤسوم
♣  سین‌خوانی ِ حس‌ها!
♣  هيچكاك، زير ناخن‌هايي كه يكي‌يكي بر دسته‌ی مبل فرود مي‌آيند!
♣  یادآوری چند تز ِ پیش پا افتاده به یک دوست ِ داستان‌نویس
♣  روسیاهی ِ گذار!



دانلود مجموعه داستان
"روسپی زیر ِ ناخن"
نوشته‌ی خالد رسول‌پور




مطرود


نصور، آرشیو مقاله های فارسی


بخش پیوندهای سایت، در حال بازسازی می‌باشد





( رضا رجایی
http://arian86.blogfa.com/

هيچكاك، زير ناخن‌هايي كه يكي‌يكي بر دسته‌ی مبل فرود مي‌آيند!

 

نوشته اي براي خالد رسولپور در باره‌ی داستان ِ کوتاه روسپي زير ناخن

 

داستان با پلان- سكانس كوتاهي آغاز مي‌شود : خانم! پناهم بده!  در همين حين جدا از  جنسيت گوينده، درزدن‌هاي متوالي و پياپي و انتظار همراه با ترس و اضطراب شخص بر ما تصوير مي‌شود و همين جمله‌ی كوتاه، خود تصويري كامل از فضا را براي ما ترسيم مي‌كند، حتي صداي نفس‌نفس‌زدن‌هاي شخص نيز پشت جملات شنيده مي‌شود؛ كه معناگر پاراگراف بعدي است و خيلي زود ما را به زماني قبل‌تر از  سكانس اول هدايت مي‌كند، ‌طوري كه دوباره منتظر شروع اپيزود اول مي‌مانيم . تعليق سكانس اول در همين پاراگراف، ‌تازه شروع مي‌شود ،‌ جايي كه نشانه‌هايي جمع شده‌اند تا اتفاقات بعدي را توجيه‌پذيرتر كنند. انگار كه بيش‌ از آنكه داستان با شخصيت‌پردازي آدم‌ها سروكار داشته باشد، اصرار دارد به نشانه‌پردازي فضاي توهم‌انگيز كمك‌كند. نشانه‌هايي مانند: بلوك شش، قبرستان، بهروز،‌ هفت ماه، غربتي‌هاي پايين،‌ تپه‌ی لعنتي... همه و همه درون‌مايه‌اي از تنهايي و نارضايتي زني را تصوير مي‌كنند يا شايد هم زودباوري و سادگي‌اش را؟ با این كلمات ِ پي‌درپي می‌خواهم بگویم که داستان شروع بسيار قوي و دلهره‌آوري دارد و در پسِ اين سوسپانس، خشونتي مبهم قدم مي‌زند. اما مك گافين ِ (1) اين داستان چيست؟ اين سئوال را مي‌پرسم چون با تدوين سينمايي داستان جا مي‌خورم و تعليق هيچكاكي را زير ناخن‌هايم حس مي‌كنم كه به طور متوالي به دسته‌ی مبل فرود مي آيند. جدا از جابجايي و شكست زمان خطي كه از تدوين موازي جلوگيري خواهد كرد.

به قول اسلاوي ژيژك در مقدمه‌ی كتاب آنچه مي خواستيد درباره لاكان بدانيد اما جرئت پرسيدنش را از هيچكاك نداشتيد، مك گافين «هيچ چيز» نيست، مكاني خالي است، يك پيش‌متن ناب كه تنها نقشش اين است كه داستان را به حركت درآورد(2). مك گافين در اين داستان،‌ مي‌تواند واحد بغلي خالي با در بسته باشد كه دراين هفت ماه يك بار هم درِ آن باز نشده (3) يا اين‌كه: مردي كه مي‌گويي، مردي كه گونه‌ي راستش مي‌پرد، مردي كه كليد واحد بغلي را دارد، ‌مردي كه خيلي وقت است زن نديده، مردي كه در راه‌پله‌ی ما غريبي نمي كند...(4) ،  همان مرد خوش قد و قامت اپيزود 8 داستان.

نشانه‌هاي فرعي خيلي زود در راه‌روي پر التهاب و تاريك داستان فراموش‌مي‌شوند. مادر كه مجبور بوده با اتوبوس برگردد، يا درياچه‌اي كه پشت تپه پيداست. هرچه هست، تعليق بر استبداد جغرافيايي نشانه استيلا يافته و حتي پانوشت در مورد جزيره‌ی شاهي را بي‌اهميت جلوه مي‌دهد. تعليق، كل داستان را بلعيده و من هيچ‌وقت از پايان داستان جا نمي‌خورم، خيلي عادي و بدون مقاومت آن‌را مي پذيرم. اپيزود 21،‌ سبدي كه نشانه‌هاي هم‌گرا را بوسيله‌ی همزادِ زن حمل مي‌كند و نهايتاً تحويل خود زن مي‌دهد، منهاي قسمتي كه زير ناخن‌هاي بهروز پنهان شده‌اند.

دالّ‌ها زنجيرهاي متوالي نيستند، بلكه شبكه‌اي شبيه ساختمان كربني الماس تشكيل مي‌دهند كه مثل گرافيت مسطح نيست و نمي‌شود با آن نوشت و آن‌ را تبديل به ماده‌ی سختي مي‌كند كه فقط به‌وسيله‌ی خودش قابل برش و انهدام است؛ و اين، ضريب درخشندگي متن را بالا مي‌برد.

نوع روايت ما را گول مي‌زند، در اين‌كه با دو راوي سروكار داريم، ‌درحالي‌كه مجاب مي‌شويم كه راوي يك‌ نفر است و همه‌ی آدم‌ها هم روي هم منطبق مي‌شوند؛ گويا نشانه‌هاي خودارجاعي براي تبديل‌كردن زن به روسپي و تبديل مرد خوش قدو وقامت به بهروز وجود دارد كه اين‌هماني يا بهتر بگوييم، ‌اين همان است را معنا مي‌كند. انگار كه زن به روسپي تبديل مي‌شود تا به انتقام از تنهايي، بغل‌خواب ِ شوهر خودش باشد! مثل داستان مردي كه مشاور تلفني بوده و با زن‌هاي مختلفي درد و دل مي‌كرده و يكي از زن‌ها نظرش را جلب مي‌كند و بعداً متوجه مي‌شود كه اين زن، همان صداي ضبط‌شده‌ی زن خودش بوده كه از تلفن همسايه‌ی بغلي، پخش مي‌شود!!  مك گافين، ‌روسپي است، البته نشانه‌اي گوشتي و خون‌آلود از روسپي كه زير مك گافين مرد خوش قد و قامت پنهان بوده است، و هفت ماه كه مصادف مي‌شود با هفت جوي خوني كه از زير دو پستان و بوسه‌گاه بهروز به هم مي‌رسند و اين همان پيش‌گويي قبلي ما از هم‌گرايي نشانه‌هاست.

--------------------------------------------------------------------

 

1- مك گافين كه بوسيله آلفرد هيچكاك ابداع شد ،‌ شيوه اي است كه تحركي  به يك طرح و توطئه در يك فيلم ، نمايش يا كتاب مي دهد ولي بعداً معلوم مي شود مهم نبوده است. 

 

2- همان كتاب ص 26

3- روسپي زير ناخن - اپيزود 10

4- روسپي زير ناخن - اپيزود 14

 



نظر خوانندگان: 1 نظر
 
 
 نقل مطالب اين سايت (به جز لينک مستقيم) تنها با اجازه‌ی نويسنده مجاز است