|
سندباد نجفی
|
7/17/2006 1:25:19 PM
|
ای ميل:
|
نشانی اينترنتی:
http://sanbad.blogfa.com
|
"پیامی که نویسنده میخواهد با اثرش بدهد معمولن مزخرف است" میل دارم با گفتن نقیض این جمله چالشی ایجاد کنم: "پیامی که نویسنده میخواهد با اثرش بدهد معمولن مزخرف نیست" حالا بهتر شد زیرا معتقدم اولا ادله ای که نویسنده این مطلب برای مدعایش مطرح می کند جامع و مانع نیست و دلایلی در دست است که اتفاقا بسیاری از متون هستند که رفتارشان دال بر آگاهی کامل بر یک لایه بودن اثر است.یعنی منتقد به سختی می تواند چنین مانورهایی که در آن مهارت دارد را بدهد. مسئله نویسنده اینجاست:
"پس بین نیت خواسته و دانستهی پدیدآورنده (که احتمالن ربطی به اصل موضوع ندارد) و معنای عمیقتر اثر شکافی وجود دارد، و این شکاف یگانه فضایی است که رواست منتقد در آن به نقد بپردازد." درست ،اما اشتباه ما در اینجاست که گمان کنیم بدین خاطر طرح هرگونه پیام ،ایده و طرحی، جاهلانه و به قول نویسنده مزخرف به نظر می رسد.یعنی اینکه این شکافی که منتقد رواست در آن فعالیت کند چه ارتباطی به طرح یک اندیشه کاملا مشخص از سوی نویسنده دارد این یعنی هر پیامی از هر متنی به صورت خودکار بی معناست که این خود لااقل در حوزه های عقلی کاملا بی معناست و این سلب به نیت ثبوت به نظر بنده یک کاهش (reduction)نارواست. مثلا خیام می گوید: از جمله رفتگان این راه دراز باز آمده یی کو که به ما گوید راز حال بر سر دو راهه آز و نیاز چیزی نگذاریم که نمی آییم باز
دوست داشتم از چسترسون سوال کنم آیا شعری که مشاهده می کنیم جز یک پیام صریح وآشکار و به قول دکارت واضح و متمایز چیز دیگری هست؟و بفرمایید شکاف بین نیت و معنای دقیق تراین اثر را نشان دهید! پس بهتر بحث را دقیق تر کنیم و بگوییم : بین "پیامی که نویسنده میخواهد با اثرش بدهد معمولن مزخرف است" و" پیامی که نویسنده میخواهد با اثرش بدهد معمولن دقیق و با معناست است"مراتب و درجات و به قول فلاسفه خودمان تشکیکی وجود دارد که....
|