داستان‌ها و یادداشت‌های خالد رسول‌پور
  صفحه اول   |   RSS   |   تماس

 

   

  آرشیو موضوعی
♣  درباره‌ی من و رمزآشوب
♣  داستان‌ها(15)
♣  داستانک‌ها(31)
♣  یادداشت‌ها(87)
♣  ترجمه‌ها (3)
♣  هیچکدام(3)
♣  از زبان دوستان (23)
♣  از زبان ديگران(22)
♣  آرشیو هر هفته یک نویسنده
♣  آرشیو ده‌ ماهه مجله رمزآشوب
  آخرين مطالب سايت
♣  این خاطره‌ها را به یاد بسپار تا
♣  یوسف‌آباد خیابان سی‌ؤسوم
♣  هيچكاك، زير ناخن‌هايي كه يكي‌يكي بر دسته‌ی مبل فرود مي‌آيند!
♣  یادآوری چند تز ِ پیش پا افتاده به یک دوست ِ داستان‌نویس
♣  روسیاهی ِ گذار!



دانلود مجموعه داستان
"روسپی زیر ِ ناخن"
نوشته‌ی خالد رسول‌پور



دانلود مجموعه یادداشت
"در آشوب رمزها"
نوشته‌ی خالد رسول‌پور




مطرود


نصور، آرشیو مقاله های فارسی


بخش پیوندهای سایت، در حال بازسازی می‌باشد





نظر خوانندگان
رها 4/24/2008 5:15:13 PM
ای ميل: www.moorche_par@yahoo.com
نشانی اينترنتی:
تشکر میکنم بسیار زیبا حماقت امثال ما را توصیف می کند!تنهایک آرزو دارم که ما مانند گروه هیچ ندارو هیچ ندان میهن پرست نباشیم تا کالبد زنده نمای وجودمان جز مزین کردن و صف آرایی برای نزول لبخند رضایت بر لبان سردم داران مقدس به جنازهایی بی مصرف و متعفن که تنها خاصیتشان تصرف موقت بخشی گران از گورستانی گم است!تبدیل شویم.(به امید برخواستن)آمین.
 
شیدا 7/27/2006 12:09:06 AM
ای ميل:
نشانی اينترنتی: www.safarba....com
یه روز محمد تنگسیر تصمیم گرفت ، تفنگشو برداره و تو روز روشن بره سراغ بدهکارا که مالشو بالا کشیده بودن و دسش انداخته بودن . می گفت: هیچی نیست که با شرف و حیثیت آدم برابر باشه. یکی یکیشونو جلو چشم مردم با با گلوله زد و انتقامشو گرفت. بعد از اون مردم شیر محمد صداش می کردن. دقت کن چی دارم می گم . خوب دقت کن.
 
پروانه اسماعیل زاده 7/17/2006 4:46:56 AM
ای ميل: p_esmaielzadeh@yahoo.com
نشانی اينترنتی: www.parvazbaparwane.blogspot.com
فکر می کنم این دفعه وضع فرق می کنه.

 
شميده 7/16/2006 4:06:02 PM
ای ميل:
نشانی اينترنتی:
آخ...آخ برادر...چه خوب دل مرا شاد كردي...دست مريزاد...دست مريزاد.
 
پدرام 7/16/2006 12:07:01 PM
ای ميل: pedram.re@gmail.com
نشانی اينترنتی: http://natoor.khabgard.com
چند ماه پیش که بحث تحریم و حمله به ایران داغ بود، رفتم و نیم نگاهی به همین بخش رمان سلین انداختم. حالا اما... حالا هم که جنگ بیخ گوشمان است عین خیالمان نیست و به قول معروف فقط نوبت خودمان را انتظار می کشیم. بی خیال، افتاده ام به چرند گویی. فقط می خواستم تشکر کنم از لطف و مهربانیت که کار کشید به این همه زبان بازی ها...قربانت
 

نام:

ای ميل:

نشانی اينترنتی:

پيام:

 
 
 نقل مطالب اين سايت (به جز لينک مستقيم) تنها با اجازه‌ی نويسنده مجاز است