|
میلاد ظریف
|
8/14/2006 5:21:36 AM
|
ای ميل:
masih_hedayat@yahoo.com
|
نشانی اينترنتی:
miladzarif.blogfa.com
|
ایجاز انتخاب جوهره مناسب ضرب آهنگ گروتسک ........................ 1) ایجاز در دیالوگ ها و نثر:کوتاه نویسی نثر که با حداقل واژه تصویر درونی و بیرونی جمله را به نحو احسنت نشان دهد و این خصوصیت در اکثر کارهای آقای رسول پور هست. چخوف،کارور،غلامحسین ساعدی، همینگوی توانستند با ایجاز نویسی نوعی رئالیسم را پایه گذاری کنند.کاری که خالد طی مدتها سعی بر این دارد: * پسربچهها پدر شدهبودند. **پسرک لبخند میزد و اینبار، لبخندش از همیشه شیطنتآمیزتر بود. ( می بینید چه بار معنایی این چند کلمه دارد! اعجاب انگیز است.) ***نامه را به او نخواهم داد. چون شاگردهایش، بهخاطر لبخندش، دوستش دارند. ( این چند کلمه به طرز ماهرانه ای در کنار هم قرار داده شده اند.چه پایانی از این کوبنده تر؟)
2)انتخاب جوهریه کار: چگونه می توان یک جوهره را در تمام تارو پود یک داستان تزریق کرد؟چگونه می توان جوهریه قصه را با هر سطر وسعت داد؟اصلن چگونه می توان از یک جوهره غنی در داستان حراست کرد؟ fear: ترس و وحشتی که در کارهای آقای رسول پور موج می زند غیر قابل انکار است.( دوست عزیز شمیده کلمات، افعال، گاهی واقعن می ترسند ظهور کنند!) از بین این 4 داستان داستان سفیر بی نظیر است. عنصر ترس(fear ) در کلمه به کلمه این داستان تزریق شده است.خالد خوب می داند چه کار می کند:داستان با ضرب آهنگی تند شروع می شود: *عصر یکروز کسالتبار تابستانی، پسرک برای اولین بار دیده شد. ( چه کسی می تواند منکر خلاقیت آقای نویسنده در به وجود آوردن حس ترس و وحشت، همراه با تعلیق فوق العاده این جمله شود؟باید یاد بگیریم که کلمات را در جای مناسب خود قرار دهیم.به جان کلمات قسم ارزش کلمات خیلی بیش از این حرفها است.شمیده عزیز کاری کن که زباله هایت کمتر شود. باور کن طرح بازیافت زباله ها چیز خوبی است.در انتخاب زباله ها در زباله دانی دقت کن.) **... نکند دیشب در خواب لبخند زده باشم؟ fear،to fear ***نامه را به او نخواهم داد. چون شاگردهایش، بهخاطر لبخندش، دوستش دارند. fear،to fear ****نامه دربارهی پسرش است اما از خارج پستنشده است.fear،to fear کافکا ،جویس ،هدایت.این نویسنده ها با ساختار یکدست،هماهنگ که متکی به موسیقی درونی است فضای وهم انگیز را رقم می زنند.
3)ضرب آهنگ داستان ها همان طور که پیش تر گفتم یدست و خوب است.
4)گروتسک: در این 4 داستان در داستان بی نظیر سفیر روی این عامل ( گروتسک ) بیش از این می توانستی مانور بدهی. اگر بپذیریم که وجه شاخص گروتسک به قول باختین به خنده ای مربوط می شود که خصلت هنجارگریزانه دارد داستان خالد در این مورد هم خوشبختانه سربلند بیرون آمد.لبخند پسر داستان سفیر فراموش نشدنی است.(هر چند جای کار دارد.خیلی بیش از این.) 5)نظریه کوه یخ:دوست عزیز < شمیده > حرفهای شما بر آنم داشت که به این چند نکته اشاره کنم.بنده عاد دارم چند روز و یا شاید کمی بیشتر با کلمات رسول پور نازنین زندگی کنم و با این که می دانم حرفهایم اضافه گویی هایی بیش نیست کمی می گویم از عطر این خانه و کلماتش.پس عزیز استفاده کن و یادت باشد طبق نظریه کوه یخ هفت هشتم یک روایت در زیر سطح متن قرار دارد. ( همه چیزها را که نباید گفت برادر!!!)
|