|
مسعود
|
7/13/2008 3:42:05 AM
|
ای ميل:
|
نشانی اينترنتی:
|
ماتریکس ثمره ی ازدواج تکنولوژی با پسماندهای فلسفی است که به سبب ابطال ناپذیری در حد فرضیه باقی ماندند. ما نمی توانیم به جهان مثل افلاطونی دست پیدا کنیم و محکومیم که تا ابد در بند سایه ها باقی بمانیم ، یعنی جهانبینی در ذات خود چنین اقتضا می کند ، ولی جهان ماتریکس علی رغم شباهتش با جهان ایده آلیستها و من - محوری در دنیایی به تمام تصوری ، در دسترس قرار دارد و می تواند به یاری علم فرو ریزد ( یا استوار شود ) زیرا خود زاییده ی علم است و جهانی است باور پذیر .از آرتیست بازی ها و قهرمان پروریهای تجاری که بگذریم ، این فیلم با طرح احتمال زندگی در ذهن و تجربه ی درد ،شادی ، لذت و عشق بدون حضور ماده ، مثل افلاطونی را از جهان ماورا به زیر می کشد و در دسترس علم زمینی قرار می دهد. ماتریکس پل آشتی میان ایده آلیسم و رئالیسم است . نفهمیدم چطور فیلم ماتریکس را با داروهای روانگردان ربط دادی ولی دست بر قضا بی ربط هم نیست چون داروهای روانگردان دریچه ای به جهان ماورا یا سوراخ روی پرده نیستند ، بلکه پنجره ی تازه هستند به همین دنیا . ذهن در طول زندگی به نوع خاصی از نگاه کردن عادت می کند و کم کم بینهایت امکان جدید نگاه به پدیده ها را از یاد می برد . دارو ، یا همان کپسول قرمز رنگ توی فیلم ، با شکستن هنجارها و کمرنگ کردن عادتهای ذهنی چشمها را می شوید و تحلیل های تازه ای از ماجرا نشان می دهد که در طول زندگی خاک گرفته و از دست رفته بودند. شاید نام فیلم ترکیبی از ماده (MATTER ) و اکستازی ( EXTACY) باشد که در آنصورت با توجه به منفی بودن آن درفیلم ، و برخلاف آنچه من و تو تصور می کنیم ، اثر این داروها پوشانیدن حقیقت و نمایاندن نمودهای دروغین است .
|