داستان‌ها و یادداشت‌های خالد رسول‌پور
  صفحه اول   |   RSS   |   تماس

 

   

  آرشیو موضوعی
♣  درباره‌ی من و رمزآشوب
♣  داستان‌ها(15)
♣  داستانک‌ها(31)
♣  یادداشت‌ها(87)
♣  ترجمه‌ها (3)
♣  هیچکدام(3)
♣  از زبان دوستان (23)
♣  از زبان ديگران(22)
♣  آرشیو هر هفته یک نویسنده
♣  آرشیو ده‌ ماهه مجله رمزآشوب
  آخرين مطالب سايت
♣  این خاطره‌ها را به یاد بسپار تا
♣  یوسف‌آباد خیابان سی‌ؤسوم
♣  هيچكاك، زير ناخن‌هايي كه يكي‌يكي بر دسته‌ی مبل فرود مي‌آيند!
♣  یادآوری چند تز ِ پیش پا افتاده به یک دوست ِ داستان‌نویس
♣  روسیاهی ِ گذار!



دانلود مجموعه داستان
"روسپی زیر ِ ناخن"
نوشته‌ی خالد رسول‌پور



دانلود مجموعه یادداشت
"در آشوب رمزها"
نوشته‌ی خالد رسول‌پور




مطرود


نصور، آرشیو مقاله های فارسی


بخش پیوندهای سایت، در حال بازسازی می‌باشد





نظر خوانندگان
0.32 3/8/2010 8:53:50 AM
ای ميل: tommy3543@gmail.com
نشانی اينترنتی: OkkfbVMXbOvCqhK
PAz6Dy Excellent article, I will take note. Many thanks for the story!
 
محمد 8/25/2008 8:42:14 AM
ای ميل: donamigoo
نشانی اينترنتی:
هلا!
هلا!
واز ویژگیهای هنر و به ویژه ادبیات تاویل پذیری آن است!
 
یک خواننده و منتقد ادبی 8/19/2008 11:07:46 AM
ای ميل:
نشانی اينترنتی:
آقای معروفی اخلاق تندی دارد . خدا معروفترش کند ولی هیچ گونه نقد و نظر مخالفی را تحمل نمی کند . با پاسخ های زهر آلود ، واکنش های هیستریک و در نهایت حذف یادداشتهای تامل برانگیز به دامان همان استبدادی افتاده است که روزی اولین سیلی هشدار دهنده را به وی نواخت . صرف نظر از اینکه نویسنده ی خوبی است یا بدی ، کوتوله است یا بلند قامت ، حدس می زنم ریشه ی دلخوری و نقدهایی که اینجا و آنجا با اندکی دندان قروچه همراه شده و ایشان را آماج قرار می دهند همین خود رای بودن و بی بند و باری اخلاقی آقای معروفی در کلام باشد. خیر آقای اجل مهلت بده ، آنچه اپیدمی شده و شما نویسنده ها باید در برابر آن واکسینه شوید معروفی و شاملو و رویایی نیست ، اخلاق استبدادی و استحماقی است . گاهی فکر می کنم اگر این قشر قدرت را بدست بگیرند چه بر سر ایران و رسانه هایش خواهد آمد ، با این وضع آیا پناه بردن به اژدها اصلح نیست ؟ .

 
ای اجل مهلت بده 8/18/2008 12:38:41 PM
ای ميل:
نشانی اينترنتی:
خالد عزیز اگر اسم اصلی ام را نوشته بودم دیگر به این راحتی مرا لای دوستان و حواریون عباس معروفی نمی چپاندی. بد نیست به سینه زنان آقای مانی در کامنت هایش نیز نظری افکندانده شود. خوشم می آید که تو هم تعبیر خواب فرویدی (ببخشید اینبار کمی پَست مدرن تر ، لکانی ) را در معرفی شخصیت من به کار برده ای. دسپوتیسم شرقی؟!!!!!!!!!!!!!!!! الکی قرقره می کنی ها؟ اما خنده دار تر از همه اینها تفسیر ورزشی مانی.ب از تأثیرات یادداشتهای معروفی ست که بله دشمن ، به تعبیر رهبر عالی قدر( اگر مثل سابق دل منتشر کردن اینطور یادداشت ها را نداری مختاری این بخش را هم ادیت کنی.) منتظر است تا فقط این آقای معروفی به آنها ایده بدهد. سرنخ بدهد. حساب های دو دو تا چهارتای فیلسوف مآبانه معمولا در فهرست جملات قصار فان قرار می گیرند. باور نداری؟ یک سایت جالب به ات معرفی می کنم فقط کوت ها را سیاحت کنی.

 
توضیح رمزآشوب برای دوستان 8/18/2008 7:34:54 AM
ای ميل:
نشانی اينترنتی:
با درود و سپاس، دوستان عزیز آقایان فریدون، علی آرام، مسعود رویان و "ای اجل مهلت بده"!: / اول: موضوع این یادداشت به هیچ وجه آقای عباس معروفی نیست. به نظر من آقای معروفی یکی از بهترین داستان‌نویسان ایرانی است که حداقل یک رمان بسیارزیبا و ماندگار فارسی خلق کرده‌اند (که از رمان‌های بالینی من است) و رمان‌های دیگرشان نیز قابل تامل و لذت‌بردن‌اند. (داستان‌های کوتاهشان را زیاد دوست ندارم). هدف، بیش‌تر اشاره به آن قسمت‌هایی از یادداشت مانی گرامی بود درباره‌ی ناشیگری‌های یک نویسنده‌ی ناب در اظهارنظرهای سیاسی، و نیز دفاع کورکورانه‌‌ی طرفداران آن نویسنده از آن نظرات، تنها به صرف این‌که آن‌ها را آن نویسنده بر زبان آورده، و نیز سکوت متمایل به رضای آن نویسنده از این دفاع./ دوم: پس چه زمانی مناسب طرح انتقادات و حاشیه‌روی!‌های ما خواننده‌گان از یک نویسنده است؟ با پیروی از کدام اصل مقدس یا همیشه‌گی، نمی‌توان وارد حاشیه‌های حیات و بیان و پوشیده‌ها و اشتباهات یک نویسنده‌ی بزرگ شد؟/ سوم: اشاره‌ی مانی به یادداشت و خاطره‌ی یدالله رویایی در مورد شاملو و کشیدن‌اش به این قضیه، به نظر من بی‌ربط بود و یادداشت زیبا و مفرح‌اش را خراب کرده‌بود. من در اشاه به همین خاطره‌ی رویایی، چند وقت پیش یادداشتی نوشته بودم به آدرس http://ramzashoob.com/article.aspx?id=229 / چهارم: ربط‌دادن این یادداشت به این‌که داستان‌های من در مسابقه‌ای به مدیریت آقای معروفی مقام نیاورده‌اند (نوسط آقای اجل!)، دقیقاً از جنس همان کامنتهایی است که به آن‌ها اشاره‌کرده‌ام: دفاع کورکورانه از یک شخص و کوبیدن هرگونه نقد از او با هر حربه‌ای و حوالت‌دادن هر انتقادی به کدورت‌های شخصی (کاری که استبداد شرقی می‌کند). آقای معروفی می‌دانند که من سه سال پیش هم (یعنی دو سال پیش از آن مسابقه) در وبلاگشان، تقریباً در موردی مشابه و به قول "اجل مهلت بده"! با همین "لحن" چیزهایی برایشان نوشته‌بودم. / پنجم: ما باید باید باید یاد بگیریم که از دیگران (با هر درجه‌ی بزرگی) انتقاد کنیم، و انتقادات دیگران را ( هر چقدر کوچک باشند) تحمل کنیم، حتا اگر پرت بگویند. ادبیات، آموختن این مدارا است. ادبیات بسیار فربه‌تر از سیاست است. سیاست، با گذشت هر لحظه و هر روز، به تاریخ می‌پیوندد و بخشی از گذشته می‌شود؛ در حالی‌که ادبیات راستین، همیشه متعلق به اکنون و آینده است. این را نویسنده‌ی ناشناس ایلیاد و ادیسه (که می‌گویند شاید نامش هومر بوده‌باشد) سه هزار سال پیش اثبات کرده‌است. اکنون و پس از سه هزار سال، هومر و شاهکارهایش از همیشه زنده‌ترند در حالی‌که زئوس (که زاده‌ی سیاست بود و شاید چیزی در حد یک نوع پنیر هلندی) حتا آن‌وقت‌ها هم مرده‌بود. قربان شما./ خالد رسول‌پور
 
aram 8/17/2008 12:07:14 PM
ای ميل:
نشانی اينترنتی: www.aliaram.com
خالد عزیز بعد از سلام.
چندی پیش نوشتم ـ حیف است که به حاشیه کشیده شوی. ـ انگار باز هم ناچارم این را بنویسم. این را برای این نوشتم که دوستت دارم. خودت و نوشته هایت را. (بعضی ها با شناخت می نویسند و بیشترها غریزی. مثل درختان میوه که بعضی اصلاح شده وتربیت می شوند و بعضی خودرو و جنگلی. و تو می توانی خیلی خوب غریزی بنویسی ـ البته اگر سعی کنی و بنویسی. ـ چنانچه خواستی وقتی دیگر بیشتر در این باره برایت می نویسم...)
اما حرف هایت در باره معروفی همه درست بود. [من نیز چند سال پیش در باره یک اظهارنظر سخیف سیاسی! تندتر از این چیزهایی برایش نوشتم.] اما دوست من هر حرفی جایی و هر نقدی شرایطی دارد.
ـ چندی پیش یکی از منتقدان خوب سینمایی؛ بعد از مرگ خسرو شکیبایی؛ به صراحت نوشت که شکیبایی معتاد به افیون بوده و خواست از او تقدس زدایی! کند.
وقتی کسانی به او گوشزد کردند؛ هر حرف جایی دارد و موقع مناسبی باید گفت... عذر بدتر از گناه آورد که نقد کردن یک هنرمند ـ نویسنده نباید هیچ محدودیتی داشته باشد.
امیدوارم تو مانند آن منتقد محترم! اینگونه فکر نکنی.
این ها را بعنوان برادر کوچکتر و دوست نوشتم. امیدوارم ازم دلیگر نشده باشی. خواسته به عنوان نظر خصوصی نگه دارد. دوست هم داشتی در بخش نظرات نشان بده.
قربان تو ـ آرام

 
مسعود رویان 8/17/2008 10:26:14 AM
ای ميل:
نشانی اينترنتی:
من نمی دانم تحلیل شما از ماجرا درست است یا نه . با فرض اینکه گفته های ایشان ساده لوحانه یا حتی به تعبیر اقای مانی خنده آور باشد ، قدر مسلم در جبهه ی هیولاها نبوده . کسی که از روی خیرخواهی بیلی به زمین سیاست می زند ، هرچند ناشیانه و کم عمق ، سزاوار چنین برخوردی نیست . گذشته از آن علمی و بخردانه هم نیست . چرا هنوز همان چماقی را در دست داریم که از جنبش مشروطه به این طرف مدام دیگران را بخاطرش سرزنش کردیم ؟ نکند ما همان دیگرانیم که در توهم خود بودن بسر می بریم ؟
 
Fridoun 8/17/2008 4:10:38 AM
ای ميل: fridoun4@yahoo.co.uk
نشانی اينترنتی: www.parastu.persianblog.ir
خالد عزیز
اول -در این حرفی نیست که هنر واقعی راه خود را می گشاید و به پیش می تازد اما انچه در این مسیر رسوب می کند آثار هنر هنرمندان بی هنر و کاذب است.
*
دوم -فکر کردم اگر به جای جوامع عقب مانده , جوامع غیر صنعتی و یا نیمه صنعتی را بکار بگیریم بهتر باشد.
 
ای اجل مهلت بده 8/17/2008 3:55:07 AM
ای ميل:
نشانی اينترنتی:
"و مردان ایرانی مانند همکاران و دوستان معروفی می‌توانند هراز چندگاهی مقداری شیره و هروئین با خود برداشته و با دلبرکان ایتالیایی چیدمان ادبی کنند!"
همین چندسطر کافی ست تا خط را بگیریم تا برسیم به احوال شیخنا ، مانی.ب ، فیلسوف برجسته اتریشی-ایرانی-فوکویی-دریدایی.

معمولا اینگونه اظهار لحیه ها براساس یک خصومت ثابت "کاملا" فردی طراحی می شود و کم کم لیبیدوها فراموشانده می شوند تا بر اساس تظاهرات دموکراتیک به نقد و جراحی نشستانده شوند. متأسفانه اینگونه نقدنمایی ها در ذهن خواننده چیز دیگری تعبیر می شود.
مثلا آیا این لحن ِنویسنده رمزآشوب برخاسته از مردودی در آزمون داستان نویسی رادیو زمانه به مدیریت عباس معروفی نبوده است؟ همین آقای مانی.ب چرا انقدر به حاشیه ها علاقمندند؟ حاشیه ، متن را معنا می کند؟ آیا عباس معروفی و شاملو و یدالله رویایی یک اپیدمی هستند که باید در مقابل آنها واکسینه شویم؟ آیا پرداختن به آنها نشان از پرمایگی ست؟ انشاءالله که ایشان همیشه بیمه بنده باشند و هیچ وقت طعم اولین سیلی بازجو را نچشند.
 
مانی ب 8/17/2008 12:33:06 AM
ای ميل:
نشانی اينترنتی:
نه جای حیرت نیست.
سلام.

 

نام:

ای ميل:

نشانی اينترنتی:

پيام:

 
 
 نقل مطالب اين سايت (به جز لينک مستقيم) تنها با اجازه‌ی نويسنده مجاز است