داستان‌ها و یادداشت‌های خالد رسول‌پور
  صفحه اول   |   RSS   |   تماس

 

   

  آرشیو موضوعی
♣  درباره‌ی من و رمزآشوب
♣  داستان‌ها(15)
♣  داستانک‌ها(31)
♣  یادداشت‌ها(87)
♣  ترجمه‌ها (3)
♣  هیچکدام(3)
♣  از زبان دوستان (23)
♣  از زبان ديگران(22)
♣  آرشیو هر هفته یک نویسنده
♣  آرشیو ده‌ ماهه مجله رمزآشوب
  آخرين مطالب سايت
♣  این خاطره‌ها را به یاد بسپار تا
♣  یوسف‌آباد خیابان سی‌ؤسوم
♣  هيچكاك، زير ناخن‌هايي كه يكي‌يكي بر دسته‌ی مبل فرود مي‌آيند!
♣  یادآوری چند تز ِ پیش پا افتاده به یک دوست ِ داستان‌نویس
♣  روسیاهی ِ گذار!



دانلود مجموعه داستان
"روسپی زیر ِ ناخن"
نوشته‌ی خالد رسول‌پور



دانلود مجموعه یادداشت
"در آشوب رمزها"
نوشته‌ی خالد رسول‌پور




مطرود


نصور، آرشیو مقاله های فارسی


بخش پیوندهای سایت، در حال بازسازی می‌باشد





نظر خوانندگان
فریدون 11/17/2009 11:50:52 PM
ای ميل:
نشانی اينترنتی: www.parastu.persianblog.ir
خالد عزیز: سلام
برای من همیشه سئوال بوده است که چرا یکی دکتر می شود و درد را درمان می بخشد و یکی شکنچه گر می شود و درد و رنج می آفریند. یکی معمار و آرشیتکت می شود خانه می سازد و یکی خلبان ارتش می شود وبروی مردمی بی دفاع بمب می ریزد و خانه هایشان را ویران می کند و زنگی شان را به خاک وخون می کشد. یکی مدرسه و دانشگاه می سازد ...یکی زندان و بازداشتگاه می سازد.
اینها همه برای امرار معاش خود تلاش می کنند. اما برای چند روز زندگی و این عمر کوتاه چرا عده ای محل در آمدشان حاصل رنج دیگران است. ماموران به هیچ وجه معذور نیستند. اعدام ، بمب ریختن روی مردم بی دفاع، شکنجه کردن، زندان ساختن، هیتلر بودن و غیره هیج عذر و بهانه ای ندارد. انسان باید انسان شود و در خدمت انسان قرار گیرد و وقتی ملتی نمی خواهند رهبری که به زور و زندان و شکنجه و اعدام رهبری شان کند باید آن رهبر اینقدر انسانیت داشته باشد که جایش را به کسی بدهد که مردم می خواهند رهبر باشد. تا زمانی که انسان حاضر است موازین انسانیت را زیر پا بگذارد و به خاطر لقمه نانی مامور اعدام و شکنجه شود زندان و بازداشتگاه بسازد هیتلر ها و دیکتاتور ها به حیات خود ادامه خواهند داد.
-----------------------------------------
توضیح رمزآشوب: بله فریدون عزیز من هم با تو موافقم و ظاهرا راه درازی در پیش داریم. البته کاش مسئله به این سادگی‌ها بود و با نیت خوب مردم مشکلات حل می‌شد. اما کارآیی نیتها کجا و بازی تاریخ کجا. به قول ترکها: هله هله یاناجاغسن!
 
مهدی سامان پور 11/14/2009 10:30:22 AM
ای ميل:
نشانی اينترنتی: http://www.adame-mamouli.persianblog.ir
روسیاهی برای این نام‌داران ِ گذارهای ناگزیر ِ تاریخ چیز بدی نیست و از نظر ایشان مشکلی نیست! و آن مامور معذور... درست است که بالاخره یک نفر فرمان اعدام را اجرا می کند ولی گناه او زدوده نخواهد شد. لحظه ای که آن مامور معذور تصمیم بر عدم اجرای فرمان بگیرد، گذر از آن یکی دو منزل‌گاه که جامانده‌ایم شروع خواهد شد.
 
حامد صمدي 11/3/2009 12:31:22 AM
ای ميل:
نشانی اينترنتی: http://hsamadi.blogfa.com
خيلي غمناكه. غمباد ملتهبي گلوي كلمه ها رو گرفته و فشار مي ده.

 

نام:

ای ميل:

نشانی اينترنتی:

پيام:

 
 
 نقل مطالب اين سايت (به جز لينک مستقيم) تنها با اجازه‌ی نويسنده مجاز است