داستان‌ها و یادداشت‌های خالد رسول‌پور
  صفحه اول   |   RSS   |   تماس

 

   

  آرشیو موضوعی
♣  درباره‌ی من و رمزآشوب
♣  داستان‌ها(15)
♣  داستانک‌ها(31)
♣  یادداشت‌ها(87)
♣  ترجمه‌ها (3)
♣  هیچکدام(3)
♣  از زبان دوستان (23)
♣  از زبان ديگران(22)
♣  آرشیو هر هفته یک نویسنده
♣  آرشیو ده‌ ماهه مجله رمزآشوب
  آخرين مطالب سايت
♣  این خاطره‌ها را به یاد بسپار تا
♣  یوسف‌آباد خیابان سی‌ؤسوم
♣  هيچكاك، زير ناخن‌هايي كه يكي‌يكي بر دسته‌ی مبل فرود مي‌آيند!
♣  یادآوری چند تز ِ پیش پا افتاده به یک دوست ِ داستان‌نویس
♣  روسیاهی ِ گذار!



دانلود مجموعه داستان
"روسپی زیر ِ ناخن"
نوشته‌ی خالد رسول‌پور



دانلود مجموعه یادداشت
"در آشوب رمزها"
نوشته‌ی خالد رسول‌پور




مطرود


نصور، آرشیو مقاله های فارسی


بخش پیوندهای سایت، در حال بازسازی می‌باشد





نظر خوانندگان
دیاکؤ 7/28/2010 3:20:43 PM
ای ميل:
نشانی اينترنتی: http://tikabikurdewar.blogfa.com/
سڵاوت لێ بێ کاک خالدی به‌ڕێز
سپاسی سه‌ردانه‌که‌تان ده‌که‌م
ماندونه‌بونتان لێ ده‌که‌م
بابه‌ته‌کانتان زۆر جوان و به‌نرخن
به‌ڕاستی شیای شانازین
به‌رزو گه‌شه‌ بن
 
خليل رشنوي 7/17/2010 12:36:32 PM
ای ميل: khalil_353@yahoo.com
نشانی اينترنتی: www.bomb1.blogfa.com
جانا سخن از زبان ما مي گويي..............
 
grotesque 6/3/2010 4:09:22 PM
ای ميل:
نشانی اينترنتی: stepgrotesque.mihanblog.com
در میهن عزیز ما به خاطر اینکه همیشه حکومت ها جز سرکوب و از بین بردن تاریخ گذشته کاری نکرده اند ... نویسنده ی پی گیر هم کم داشته ایم ... یا کسی از درد دل می نویسد و یا کسی از هیچ ... شاید واقعا انسان های غیرتاریخی باشیم . هستیم .


 
شهرزاد(بانوی کویر) 5/18/2010 1:14:12 PM
ای ميل: mashregh_54@yahoo.com
نشانی اينترنتی: http://mashregh54.ciooc.com
سلام

متوجه نشدم مخاطب این پست فرد خاصی بود یا نه ! اما مطلبی بود که می تواند برای همه مفید باشد .

قبلا داستانی را به ایمیل ( رایانامه ) تان فرستادم . تامل فرمودید و با صبوری نظرتان را برایم نوشتید .

به روزم با داستان " یک آسمان پرنده " و منتظر نقد و نظر ارزشمندتان

برقرار مانید
 
فریدون 5/2/2010 1:37:13 PM
ای ميل:
نشانی اينترنتی: www.parastu.persianblog.ir
خالد عزیز و گرامی
سلام
من نمیتوانم باور کنم که در دوران اختناق و سانسور چرخ های ادبیات از حرکت باز می ایستد وآینه تفکر ادبی جامعه کدر می شود. به باور من ادبیات در هر شرایطی آینه ی تمام نمای جامعه است . اول اینکه نویسندگان بسیاری را می شناسیم که به خاطر دگرگونه اندیشیدن شان به زندان رفته اند و یا به کشور دیگری پناهنده شده اند و لی همچنان به انعکاس افکار جامعه خود در غالب شعر و داستان و غیره پرداخته اند. به عنوان مثال خوزه مارتی و یا پابلو نرودا را می توان نام برد. دوم اینکه در زمان اختناق و سانسور نویسندگان و شاعران پیشرو همیشه راهی برای بیان حقایق یافته اند و با استفاده از نمادها، استعاره ها، ایما و اشاره ها به بیان نظریات و تفکر خود که بازتاب چگونگی جامعه بوده است پرداخته اند.

شب و روز
من همیشه با چشمانی باز، خواب می بینم
و بر رویِ کفِ امواج ِ
دریایِ سرکش و گسترده
و روی ماسه های غلطان بیابان
شامادنه سوار بر گردن لطیف شیر نیرومند
شهریار قلب ام
من همیشه کودکی شناور را می بینم
که مرا فرا می خواند

Day and night
I always dream with open eyes
And on top of the foaming waves
Of the wide turbulent sea,
And on the rolling
Desert sands,
And merrily riding on the gentle neck
Of a mighty lion,
Monarch of my heart,
I always see a floating child
Who is calling me
!
Jose Marti
***********
این شعر را خوزه مارتی در تبعید سروده .

با درود های فراوان

 
مهدی پدرام 4/22/2010 12:35:47 AM
ای ميل:
نشانی اينترنتی: www.ruhhan.com
سلام آقای رسول‌پور
ممنون می‌شوم اگر روهان را با حضورتان روحانی‌ترش کنید
با احترام
 
داستان‌گو 3/29/2010 9:57:12 PM
ای ميل:
نشانی اينترنتی:
چرا بايد نظرها پس از مرور نمايش داده شوند؟/.
---------------------------------
توضیح رمزآشوب: این اجباری است که قلب‌بندی سایت ایجادکرده خسرو جان. البته چیز بدی هم نیست. ممنون از دقت و توجهت.
 
داستان‌گو 3/29/2010 9:56:22 PM
ای ميل: dastangooo@gmail.com
نشانی اينترنتی: http://dastangooo.blogsky.com/
فكر مي‌كنم مهم نباشد كه كدام مخاطب موجب نوشتن اين متن شده/ متن به خودي خود گوياست/ خوب توانسته‌اي به حقايق ظريف و موثري درباره‌ي داستان‌نويسي اشاره كني/ بايد فكرهاي بسيار داشت/ از صراحت بيانت در قسمت ششم لذت وافر بردم/.
 
مرتضا 11/22/2009 3:59:39 AM
ای ميل:
نشانی اينترنتی: http://www.mvkhiabanian.blogspot.com
خوب، من از شان نزول این نوشته بی خبرم.. که آیا بحثی با کسی بوده و این جواب برای کدام شخص است و ...
درباره "دوم آنکه" به نظرم بوده اند کسانی که بدون هیچ پشتوانه مطالعاتی و تنها به صرف شهود شاهکار آفریده اند. پس می شود... اما دوام ندارد و زود خاموش می شود.
درباره "سوم اینکه" هم به نظرم می شود از کتاب های سانسور شده هم پی به درون جامعه برد. می شود و شده است. گرچه سخت اما می شود. کم تر دوره ای هم می شود در طول و عرض تاریخ پیدا کرد که آن شرایط آرمانی برای تولید و نشر فراهم آمده باشد.
باقی موارد را با شما هم عقیده ام... مخصوصا مورد هفتم.. ولع خواندن... اینقدر که نویسنده از عشق خواندن تنها خواننده باقی مانده اند که حد ندارد.
ممنون

 

نام:

ای ميل:

نشانی اينترنتی:

پيام:

 
 
 نقل مطالب اين سايت (به جز لينک مستقيم) تنها با اجازه‌ی نويسنده مجاز است