<?xml version="1.0" encoding="UTF-8" ?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title>رمز آشوب</title>
<link>http://ramzashoob.com/</link>
<description>Syndication feed for 5 latest articles from ramzashoob.com</description>

<item>
<title>درباره‌ی مجازات اعدام</title>
<description>.... آیا لازم نیست در مورد وسایل تغییر آن نظامی که تمامی این جنایات را تولید میکند ؛عمیقا اندیشید ؛ تا اینکه آهنگ ستایش دربارهء جلاد سر دهیم ؛ همان جلادی که با اعدام یکدسته از جنایتکاران ؛ جارا برای افراد بعدی باز میکند ؟...</description>
<link>http://ramzashoob.com/article.aspx?id=262</link>
<pubDate>Tue, 30 Dec 2008 09:27:46 GMT</pubDate>
</item>

<item>
<title>همه‌ی برده‌گان و مردان و زنان!</title>
<description>...؟ بد نیست بدانی که به نظر من، همه‌ی کسانی که از وضعیت موجود جامعه نفع می‌برند، بخشی از حاکمان آن جامعه هستند...</description>
<link>http://ramzashoob.com/article.aspx?id=261</link>
<pubDate>Fri, 19 Dec 2008 08:00:31 GMT</pubDate>
</item>

<item>
<title>Swept away : زن ِ برده</title>
<description>...هر دو نفری که با هم، زیر یک سقف زندگی می‌کنند، دست‌کم به سبب دوگانه‌گی در خواسته‌ها، دیر یا زود به هم خواهند پرید: پس یکی باید فرمان بدهد و دیگری فرمان بپذیرد...</description>
<link>http://ramzashoob.com/article.aspx?id=260</link>
<pubDate>Sun, 07 Dec 2008 06:57:31 GMT</pubDate>
</item>

<item>
<title>داستان:: " اتاق 409 "</title>
<description>...و او در حالی که سعی خواهد کرد مصراع‌های درهم شده را از هم تشخیص دهد و زیر لب تکرار کند، چمدان ِ کوچکش را از همان دم ِ در پرت خواهد کرد روی تخت، و جفت‌پا و با دو گام ِ بلند تا کنار پنجره خواهد پرید و سرش را بیرون خواهد برد و بینی‌اش را به زور میان ِ نرده های تنگ ِ هم ِ پشت ِ پنجره فرو خواهد کرد و از لای نرده‌ها، حیاط ِ بزرگ ِ هتل را دید خواهد زد که دور تا دور و تا شش طبقه، پنجره ها و نرده‌های مشابه به آغوشش کشیده‌اند...</description>
<link>http://ramzashoob.com/article.aspx?id=259</link>
<pubDate>Mon, 17 Nov 2008 04:45:10 GMT</pubDate>
</item>

<item>
<title>دورشدن از</title>
<description>... اتفاقآ اغلب نمی‌شود کسی را که دوست داری و از تو دور است، ببینی. شاید هم به خاطر این‌که آدم تنها وقتی می‌فهمد کسی را دوست دارد که از او دور است...</description>
<link>http://ramzashoob.com/article.aspx?id=258</link>
<pubDate>Tue, 14 Oct 2008 07:40:43 GMT</pubDate>
</item>

</channel>
</rss>

