<?xml version="1.0" encoding="UTF-8" ?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title>رمز آشوب</title>
<link>http://ramzashoob.com/</link>
<description>Syndication feed for 5 latest articles from ramzashoob.com</description>

<item>
<title>وقتی که پادشاه، بازرگان است!</title>
<description></description>
<link>http://ramzashoob.com/article.aspx?id=246</link>
<pubDate>Tue, 24 Jun 2008 15:15:59 GMT</pubDate>
</item>

<item>
<title>داستانک ِ یادهای یک کودک</title>
<description>...خانه پر از راه بود
و مادر از انبوه ِ راه‌های خانه‌مان، بلوز می‌بافت با نقش ِ موش و سنگ 
ما بچه بودیم و خانه بزرگ بود.
...</description>
<link>http://ramzashoob.com/article.aspx?id=245</link>
<pubDate>Mon, 16 Jun 2008 09:38:34 GMT</pubDate>
</item>

<item>
<title>از شعار تا عکس</title>
<description>...مطبوعات ِ دهه‌ی بیست شمسی را بخوانید تا بدانید در این شصت و چند سال، چه‌قدر عقب‌رفته‌ایم و آن‌وقت‌ها چه چیزها که می‌دانستیم و حالا نمی‌دانیم...</description>
<link>http://ramzashoob.com/article.aspx?id=244</link>
<pubDate>Fri, 06 Jun 2008 04:38:15 GMT</pubDate>
</item>

<item>
<title>در باب یک داستان سه‌بار سانسورشده!</title>
<description>...امّا سانسورچی ِ بزرگ و مهیب، بعد از انتشار داستان‌ام، ظهور می‌کند. خواننده، داستان‌ام را نمی‌خرد و نمی‌خواند!: آخر یک داستان ِ سه بار سانسورشده هم به درد خواندن و پول هدردادن می‌خورد؟...</description>
<link>http://ramzashoob.com/article.aspx?id=243</link>
<pubDate>Wed, 23 Apr 2008 08:33:59 GMT</pubDate>
</item>

<item>
<title>حلبچه شاهد است!</title>
<description>... و این وطن چه بود؟ سرزمینی جعل‌شده که تا شصت هفتاد سال قبل از آن تاریخ، بخشی از خاک امپراتوری عقب‌مانده‌ی پوسیده‌ی عثمانی بود و بعدتر به دست انگلیس و فرانسه (فاتحان جنگ جهانی استعماریِ اول) از آن امپراتوری جدا شده بود و "عراق" نامیده‌شده‌بود تا سال‌های سال مرکز ِ فتنه و آشوب، و سفره‌ی خداداده‌‌ای برای آن تجاوزگران باشد...</description>
<link>http://ramzashoob.com/article.aspx?id=242</link>
<pubDate>Sun, 16 Mar 2008 13:25:53 GMT</pubDate>
</item>

</channel>
</rss>

